|
|
صحت و سقم را دستگیر كنید وقتی آقا خان بوذر جمهری شهردار تهران بود, از دربار نامه ای به وی رسید با این مضمون: مطالب ضد و نقیضی درباره فلان موضوع به ما می رسد. لازم است درباره صحت و سقم آن اطلاع لازم را بدهید. شهردار هر چه... |
شوخی با پزشکان !!! جملات کلیدی پزشکان: این بیماری شما باید فوری درمان بشه. یعنی من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه این بیماری خیلی ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتیبش رو بدم! خوب بگید ببینم مشکلتون از کی شروع... |
نوشدارو به چه قیمت ؟! جوانمردی را در جنگ تاتار جراحتی هولناک رسيد. کسی گفت: فلان بازرگان نوشدارو دارد اگر بخواهی باشد که دريغ ندارد. گويند آن بازرگان به بخل معروف بود... |
پرخوری و امساک دو درويش خراسانی ملازم صحبت يکديگر سفر کردندی. يکی ضعيف بود که هر به دو شب افطار کردی و ديگر قوی که روزی سه بار خوردی. اتفاقا بر در شهری به تهمت جاسوسی گرفتار... |
جای امن تير اندازي تازه كار را ديد كه هدفي را نشان كرده بود و تير را به چپ و راست مي انداخت و خطا
مي كرد .فيلسوف ترسيد كه مبادا يكي از تيرها به او... |
حکایت يكى از حكما پسر را نهی همی کرد از بسيار خوردن که سيری مردم را رنجور کند. گفت: ای پدر، گرسنگی خلق را بکشد. نشنيده ای که ظريفان گفته اند : ازسيری مردن به که از گرسنگی... |
مساحت غرور ابو علي سينا هنوز به سن بيست سال نرسيده بود كه علوم زمان خود را فرا گرفت و در علوم الهي، طبيعي، رياضي و ديني زمان خود سرآمد عصر شد. روزي به مجلس درس ابو علي بن مسكويه، دانشمند معروف آن زمان حاضر... |
شكر نعمت رابعه عدويه يكي از زنان عارف و از بزرگان معنويت در تاريخ عرفان اسلامي است. روزي شخصي را ديد كه دستمالي بر سر بسته بود. پرسيد علت اين سربند چيست؟ آن فرد پاسخ داد براي سردردم بسته¬ام. رابعه از او پرسيد... |
حکایت پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست و غلام دريا را نديده و محنت کشتی نيازموده بود، گريه و زاری درنهاد و لرزه براندامش اوفتاد. چندانکه ملاطفت کردند آرام نمی... |
حکايت بيماري به محکمه دکتر مراجعه کرد و ضمن اظهار درد گفت: اين را هم بايد عرض کنم که شدت درد مرا مجبور کرد خدمت شما برسم والا من به دکتر ابداً اعتقاد... |
|
|
|