|
|
|
امروزه تعداد قابل توجهی از بیماران، بخصوص بیمارانی که از طرق معمول و طب رایج نسبت به درمان بیماریشان ناامید میشوند به شیوههای درمانی طب مکمل و طب حاشیه روی میآورند و وقت و هزینه قابل توجهی را برای دستیابی به درمان از طرق نامتعارف صرف میکنند از این رو یکی از سوالاتی که در زمینه درمان، در دیدگاه درمان هماهنگ یا دینامیکی مطرح است این است که آيا مراجعه به درمانگران رشتههاي پزشكي حاشيه و يا انرژي درمانگران كار اشتباهي است؟ در پاسخ به این سوال با تعالیمی مواجه میشویم که در آنها نه چنین روشهایی به طور کامل مردود اعلام میشود و نه صد در صد عامل شفا و درمان تلقی میگردد اما هشداری که در این دیدگاه وجود دارد با توجه به شرایط درمانگر و بیمار تقریبا صدایی از زنگ خطر را طنین انداز میکند در دیدگاه درمان هماهنگ گفته شده: بر فرض اينكه مدعيان چنين روشهايي در كار خود ماهر و بر كار خود مسلط باشند، ميتوان كار آنها را گاهي و براي برخي از بيماريها، تا حدي مؤثر دانست. اگر انتخاب روش، هماهنگ با بيمار باشد، اين تأثيرگذاري به حداكثر خود ميرسد. لكن اگر اين شيوهها هماهنگ نباشد، كه انتخاب هماهنگ آن نيازمند هوشمندي بالايي است، و اگر تهي از نور و شفاي الهي و خالي از حضور شفادهنده خداوند باشد، اثر آنها جدي و عميق نيست زيرا شفاي حقيقي، در نور خدا و حضور الهي است و شفادهنده حقيقي خداست كه از طريق روح و كلمه خود عمل ميكند.. ممكن است شخصي ظاهراً با روشي غير الهي درمان شود اما حتي اگر بظاهر هم درمان شود، شفا نمييابد. درمان او قطعي و هميشگي و كامل نيست. روشهاي تك بعدي و زاويهاي غالباً بيماري را درمان نمی کند بلكه آن را تبديل يا جابجا ميكنند. در جايي بيماري را سركوب ميكنند، اما همان بيماري با متعلقاتي جديد، از جاي ديگري سر در ميآورد. و غالباً قويتر و پيچيدهتر از گذشته. عمدتاً بيماري را موقتا غيرفعال ميكنند و آن را به حاشيهاي از جسم و روان ميرانند، اما بيرون نميرانند. و گاهي آن را مثل فنر، فشرده ميكنند چنان فشرده كه اگر باز شود، ضربه آن سختتر از گذشته خواهد بود... با توجه به آنچه گفته شد یک درمانگر خود باید از ویژگیهای شاخصی چون هوشمندی بالا برخوردار باشد و شرایط بیمار و نوع بیماری را به خوبی بشناسد و مطابق آن شرایط روش درمانی مناسب و هماهنگ را انتخاب نماید. علاوه بر این اگر در روشهای درمانی طب حاشیه، به حضور شفا بخش الهی تکیه نشود حتی اگر به ظاهر هم علام بیماری رفع گردد، آن درمان و شفا، کامل نیست و در واقع بیماری به نوعی به بخشهای دیگری از روان یا جسم فرافکنی میشود و امکان بازگشت آن حتی در شرایطی سختتر و علائمی شدت یافتهتر انتظار میرود. بنابراین به نظر می رسد که اتخاذ روشهای درمانی طب حاشیه نیاز به دانایی و آگاهی خاصی همراه با توکل به حضور زنده خداوند دارد تا بتواند به عنوان راهی درمانی و تا حدی موثر مورد استفاده قرار گیرد. بر گرفته از درمان هماهنگ و دینامیکی از تعالیم ا . م شرح و تفسیر ماندانا میم
|
|
|